تبلیغات
 آینده
آینده
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()
مدار راه انداز لامپ فلورسنت
روشن کردن لامپ فرابنفش

این نقشه یک مدار بسیار ساده لامپ فرابنفش یا لامپ های مهتابی کوچک است که نیاز به ولتاژ 6 ولت دارد. معمولاً از لامپهای فرابنفش برای ساخت دستگاههای تست اسکناس و یا دستگاههای جذب حشرات و پشه کش های برقی استفاده می شود. همچنین از لامپهای فلورسنت کوچک نیز جهت ساخت چراغ های روشنایی دستی و روشنایی اضطراری استفاده می شود. جهت مشاهده نقشه کامل، شماتیک، PCB  و لیست قطعات ادامه مطلب را مطالعه نمایید.
 

 

 

ایران مدار

در زیر نقشه پشت و روی فیبر مدار را ملاحظه می کنید ( به جهت قرار گرفتن Q1  و استفاده از هیت سینک دقت کنید )

ایران مدار












قطعه
تعداد
توضیحات
C1 1
0.0047uf Mono Capacitor
C2 1
0.1uf Disc Capacitor
D1, D2 2
1N4007 Diode
FTB 1
Filtered Blacklight Tube
IC1 1
555 Timer IC
P1 1
10k Trim Pot
Q1 1
TIP30 PNP Power Transistor
R1 1
470 Ohm Resistor
R2 1
270 Ohm Resistor
S1 1
Slide Switch
T1 1
Medium Yellow Inverter Transformer
MISC 1
IC Socket, Heat Sink For Q1, Screw, Nut, Wire and PC Board



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 9 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()
آموزش ساخت بخشهای مکانیکی ربات
ساخت بخشهای مکانیکی ربات

آشنایی با مکانیزم ها تاثیر بسزایی در طراحی و ساخت مکانیک ربات دارد. به مجموعه ای از اجزای مکانیکی که به یکدیگر متصل و یا در تماسند و می توتنند نسبت به هم حرکت کنند، مکانیزم می گوییم. از مکانیزم ها برای تبدیل حرکت چرخشی الکتروموتورها به حرکات مورد نظر خود استفاده می کنیم. در این مقاله چند مکانیزم پرکاربرد زیر به شما معرفی خواهد شد. مطالب این مقاله از سایت ویژه مسابقات رباتهای شهری برگرفته شده است.

1- مکانیزم چرخ وشانه (Rack & Pinion)
2- مکانیزم پیچ و مهره
3- مکانیزم لنگ و لغزنده
4- مکانیزم چهار میله ای
5- مکانیزم بازگشت سریع
6- مکانیزم چرخ ژنوا
 

 

1- مکانیزم چرخ وشانه (Rack & Pinion)
چرخ و شانه
مکانیزم چرخ و شانه

این مکانیزم از دو عضو چرخ (Pinion) و شانه  (Rack)  تشکیل شده است و از آن برای تبدیل حرکت دورانی چرخدنده به حرکت مستقیم الخط شانه استفاده می کنیم. در مواردی که بخواهیم دریچه ای را باز و بسته کنیم و نیز در بسیاری موارد دیگر می توانیم از این مکانیزم بهره بگیریم. در اشکال زیر نمونه هایی از کاربرد این مکانیزم را می بینید.


مکانیزم چرخ شانه

مکانیزم چرخ و شانه
مکانیزم چرخ و شانه
اگر α حرکت زاویه ای چرخدنده (برحسب رادیان) و s حرکت مستقیم الخط شانه و d قطر دایره گام چرخدنده باشد رابطه زیر برقرار است :
 

 

2- مکانیزم پیچ و مهره :

این مکانیزم هم یکی دیگر از مکانیزم های  تبدیل حرکت چرخشی به حرکت مستقیم الخط است و از دو عضو اصلی پیچ و مهره تشکیل شده است. مهره ثابت است و پیچ به صورت دورانی حرکت می کند و عضوی که در انتهای پیچ به آن متصل شده در راستای محور پیچ به صورت مستقیم الخط حرکت می کند.

3- مکانیزم لنگ و لغزنده :

این مکانیزم هم برای تبدیل حرکت چرخشی به حرکت مستقیم الخط و یا بالعکس است. همانطور که در شکل هم می بینید اجزای مهم این مکانیزم، لغزنده، میله رابط و لنگ هستند. بر خلاف مکانیزم های چرخ و شانه و پیچ ومهره ، در این مکانیزم ، سرعت خطی لغزنده و سرعت زاویه ای لنگ با یکدیگر رابطه خطی ندارند.

مکانیزم لنگ و لغزنده

4- مکانیزم چهار میله ای :

همانطور که از شکل زیر نیز می توان فهمید این مکانیزم از یک قسمت ثابت به نام قاب، دو عضو متحرک با حرکت دورانی حول یک نقطه که لنگ نامیده می شوند و عضو رابط بین لنگها که میله رابط نامیده می شود تشکیل شده است. در صورتی که طول لنگها در مکانیزم چهار میله ای برابر باشند به آن مکانیزم موازی می گویند.

مکانیزم چهار میله ای

5- مکانیزم بازگشت سریع :

در این مکانیزم حرکت چرخشی به یک حرکت رفت و برگشتی متناوب تبدیل می شود. در این حرکت متناوب زمان رفت از زمان بازگشت بیشتر است و حرکت بازگشتی به سرعت صورت می گیرد. از این مکانیزم در صنعت برای ساخت ماشین های صفحه تراش استفاده شده است که در آنها لازم است سرعت حرکت تیغه در حالت بدون بار بیش از سرعت آن در حال باربرداری باشد.

مکانیزم بازگشت سریع
مکانیزم بازگشت سریع

 

5- مکانیزم چرخ ژنوا :

با استفاده از این مکانیزم می توان یک حرکت چرخشی پیوسته را به حرکت چرخشی منقطع تبدیل کرد. با نگاه به اشکال زیر میتوانید طرز کار این مکانیزم را به راحتی درک کنید.

مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا
مکانیزم چرخ ژنوا

 




نوشته شده در تاريخ شنبه 8 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

 

  " ادوین آر مستر انگ " یک مخترع و مهندس الکترونیک  در آمریکا بود. وی در سال 1890 به دنیا آمد، مهندسی خود را از دانشگاه کلمبیا گرفت. وی همچنین  یکی از فعالیترین مخترعین  در عصر رادیو بود، به طوری که "مدولاسیون فرکانسی " رادیو یا (FM ) بزگترین اختراع وی به شمار می‌رود از دیگر اختراعات ادوین در دوران دانشکده، اختراع سیستم احیا کننده مدار درسال 1914بود.

با این حال حقیقت غم انگیز در  مورد او این بود که بسیاری از اختراعات وی بعداز  مرگش به نام دیگران ثبت شد. اما آرمسترانگ در سال 1933روش مدولاسیون فرکانسی رابه نام خود ثبت کرد.

مزیت این روش در زمینه انتقال اصوات بوسیله امواج رادیویی، در کیفیت و وضوح  بالاتر آن نسبت به روشهای AM و قبل از آن بود. آرمسترانگ پس از موفقیت در آزمایشهای مقدماتی توانست تا نظر FCC را برای اختصاص یك باند ویژه رادیویی به نام FM جلب کند این باند ابتدا در محدوده ۴۲ الی ۵۰ مگاهرتز قرار داشت.

 نخستین  ایستگاه  رادیو پخش همگانی FMدر سال  1937 با مجوز کمیته ملی ارتباطات آمریکا (FCC)، با علامت (W1xoj ) آغاز به کار کرد.

 در آن زمان رادیوهای FM هنوز در محدوده فركانسی 42 تا50 مگاهرتز کار می‌کردند، که پس ازجنگ جهانی دوم، کمیته در 27 ژوئن 1945،گستره فرکانسی FM را به 88 الی MHZ 106 تغییر داد. این تغییر به منظور جلوگیری ازتداخل‌های رادیویی و همچنین افزایش ظرفیت كانالها انجام شد.

به علاوه این تغییر، باعث تحمیل هزینه‌های زیادی به ایستگاه‌های پخشFM  به علت تعویض تجهیزات قدیمی خود با تجهیزات پخش  بر روی باند جدید FM شد.

در کشور ما ایستگاه‌های رادیویی پخش همگانی FM در محدوده فركانسی 88 الی 108 مگاهرتز یعنی با گستره‌ای برابر 20 مگاهرتز كار می‌كنند. این گستره تقریبا به 100 کانال تقسیم شده است، هر کانال با گستره‌ای برابر . 0/2 mhz

برای دریافت امواج FM می‌بایست از یك گیرندهFM استفاده نمود و برای  شنیدن  هر کانال  باید گیرنده  را دقیقا بر روی فرکانس مرکزی هر کانال تنظیم کرد.

برای مثال بالاترین کانال پهنایی برابر 8/107 مگا هرتز  الیMHZ108  را در بر می‌گیرد، بنابراین فرکانس مرکزی آن 9/107مگاهرتز است.

ایستگاه‌های پخش همگانی FM در کشورهای مختلف از توان خروجی بسیار بالایی درحد KW100  (كیلو وات) و یا حتی بیشتر استفاده می‌شود با چنین توانی امواج رادیویی تا فواصل 160 کیلومتری از ایستگاه فرستنده بخوبی قابل دریافت و شنیدن هستند. توان خروجی برخی از ایستگاه‌ها حتی تا 300 یا 500 کیلو وات نیز افزایش می‌یابد.


امیدوارم که این پست به دردتون بخوره! نظرتونو در موردش حتما بگید.



نوشته شده در تاريخ شنبه 8 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

   مدولاسیون  AM یکی از روش های پخش امواج رادیویی است که تقریبا در مدتی نزدیک به3/2 ازقرن بیستم، رایج‌ترین شیوه پخش امواج رادیویی خصوصا پخش همگانی بوده وهم اکنون نیزاستفاده وسیعی دارد. این شیوه بیشتر توسط ایستگاه‌های رادیویی که رویکرد پخش اخبار داشته و یا اغلب حجم مطالب مورد انتشار آنها را "صحبت کردن" تشکیل می دهد، مورد استفاده واقع می گردد.

این درحالی است که ایستگاه‌های رادیویی عمومی و پخش موسیقی در دهه‌های اخیر ازشیوه  پخش FM استقبال نمودند.روشAM  تا قبل از جنگ جهانی اول برای ایستگاه‌های رادیویی کلامی و موسیقی استفاده می شد، اما در دهه بعد از جنگ اول جهانی فعالیت این ایستگاه ها به اوج خود رسید.

( اولین ایستگاه رادیوییAM   (تجاری) در 1920درپنسیلوانیای آمریكا آغاز به کار کرد. موسس این ایستگاه شخصی به نام "فرانک كان راد " بود. برنامه‌های این ایستگاه در ابتدا شامل نمایش‌نامه‌ها، برنامه‌های طنز و سر گرمی وتا حدودی اخبار وموسیقی بود.)

 

 انتشار امواج رادیویی AM  بر روی چند باند فرکانسی مختلف به شرح زیر انجام می‌گیرد:

#موج بلند    LW = 153-279 KHz

#موج متوسط     MW = 530-1.710 KHz

# موج کوتاه   SW = 2.300-26.100 KHz

که موج کوتاه آن (SW) خود به چندین تکه باند کوچکتر  تقسیم بندی می شود. تخصیص این باندها در وهله اول بر اساس تصمیم "ITU " یا اتحادیه بین المللی  مخابرات (بخش تنظیم مقررات رادیویی) و در مراحل بعدی بر اساس سازمان‌های تنظیم مقررات ملی هر کشور انجام می‌گیرد. برای مثال  در کشور ما، سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و در ایالات متحده، FCC  یا کمیسیون فدرال ارتباطات عهده‌دار انجام این تقسیم بندی و تخصیص هستند.

 - موج بلند ( LW ): این باند برای انتشار امواج رادیویی ایستگاه های تجاری در اروپا، آفریقا، آسیا، واسترالیا (هرسه منقطه ITU ) مورد استفاده قرار دارد. این در حالیست که در کشور آمریکا این باند به عنوان پشتیبان یا باند رزرو برای باند مسیریابی هوا نوردی در نظر گرفته شده است.

 - موج متوسط (MW ): یکی از رایج‌ترین باندهای پخش امواج در ایستگاه‌های رادیویی AM است.

 - موج كوتاه (SW) :  توسط ایستگاه‌هایی به کار می‌رود که قصد انتشار امواج خود را به فواصل بسیار دورتر از محل ایستگاه دارند. صدای دریافتی از این امواج در فواصل دورتر دارای کیفیت کمتری نیز خواهد بود.

 امواج متوسط وكوتاه باند AM ، در شب و روز رفتار و اثرات متفاوتی را از خود نشان می‌دهند. در طول روز سیگنالهای AM بوسیله امواج (انتشار ) زمینی منتقل می‌شوند. در انعکاس از زمین امواج AM، سیگنالها قادرند تا چند صد كیلومتری ایستگاه ارسال شوند واین در حالی است که این امواج بعد از غروب آفتاب بر اساس تغییرات لایه یونسفر جو به شیوه انتشار آسمانی منتقل می‌گردند که در این حالت امواج منتشر شده از ایستگاه تا فواصل دورتری نسبت به روز قابل ارسال و دریافت خواهند بود. سیگنالهای رادیوییAM در فضاهای شهری می‌توانند براحتی توسط ساختمانهای مرتفع وآسمان خراش‌ها گسیخته ومختل شوند. به علاوه، دیگر منابع انتشار امواج رادیویی نیز می توانند اثرات مخرب و نامطلوبی بر فرایند انتقال این امواج بر جای گذارند.

 

 بنابر این یک فرستنده AM دستگاهی است كه با تلفیق و سوار كردن سیگنالهای صوتی بر روی امواج حامل، یك موج AM را تشکیل داده و از طریق آنتن، آن را منتشر می‌نماید.

یك گیرنده‌ AM نیز مجهز به یك قسمت فیلتر و یك قسمت آشكارساز می‌باشد كه عمل جداسازی سیگنالهای صوتی از امواج حامل و آشكار نمودن آنها را برعهده دارد.



نوشته شده در تاريخ شنبه 8 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

ابتدا نقشه های بدون آی سی را معرفی می کنیم:

 

در نقشه ی شکل زیر نوعی چشمک زن 2 LED را مشاهده می کنید:

چشمک زن

همانطور که مشاهده می کنید، این مدار از چهار عدد مقاومت، دو عدد خازن، دو عدد LED و دو ترانزیستور تشکیل شده است.

مقاومت های R1 و R3 مقدارشان ۲۷K می باشد که معمولاً به صورت چهار حلقه عرضه می شوند و توان آنها ¼W می باشد. رنگ روی بدنه ی این دو مقاومت برابر است با قرمز، بنفش، نارنجی و حلقه ی چهارم آن نیز که درصد خطای مقاومت را نشان می دهد، مقدارش در این مدار چندان مهم نسیت (مثلاً قرمز رنگ یا نقره ای رنگ یا... باشد). مقاومت های R2 و R4 مقدارشان 27 و W¼ می باشد که رنگ بدنه ی آنها قرمز، بنفش و سیاه است و رنگ حلقه ی چهارم نیز مهم نیست.

 

دو خازن C1 و C2 ظرفیتشان µF 47 می باشد و از نوع خازن الکترولیتی هستند که باید به سر مثبت و منفی مشخص شده در نقشه و  روی بدنه خازن توجه کرد چرا که اگر سرهای خازن الکترولیتی به طور معکوس در مدار قرار گیرند منجر به سوختن و حتی انفجار خازن می گردند در ضمن باید به ولتاژ کار خازن الکترولیتی که بر روی بدنه ی آن نوشته شده است توجه کرد که این ولتاژ نباید کمتر از 10V باشد چرا که در این حالت خازن الکترولیتی داغ شده و می سوزد.

 

دو LED مشخص شده نیازی به توضیح ندارند و فقط باید دقت کرد که کاتد و آند  LED ها درست در مدار قرار بگیرند در غیر این صورت LED ها روشن نمی شوند. شما می توانید با توجه به تصویر زیر به راحتی کاتد و آند LED را از هم تشخیص دهید:

LED

و در این تصویر پایه ی کاتد کوتاه تر از آند است و همچنین به قسمت بالایی کاتد نگاه کنید که کمی خمیده است و راه دیگر تشخیص کاتد را در تصویر زیر مشاهده کنید:

 LED

همانطور که در شکل بالا مشاهده می کنید، قسمتی که پایه ی کاتد LED واقع شده است سمت چپ تصویر است (به بریدگی دایره در سمت چپ توجه کنید و در همه ی LED ها این بریدگی وجود دارد که پایه ی کاتد را مشخص می کند).

دو ترانزیستور موجود نیز C1959 هستند که پایه های آن باید درست قرار بگیرند که با توجه به شکل زیر می توانید پایه های آن را از هم تشخیص دهید:

 

Transistor 

وقتی باتری 3 ولتی به مدار متصل شود، خازن ها شروع به پر شدن و خالی شدن (شارژ شدن و دشارژ شدن) می کنند در نتیجه ترانزیستورها به حالت هدایت و قطع می روند و در نتجه از پایه ی C ترانزیستورها که در مسیر LED قرار دارند جریان قابل توجّهی عبور کرده و LED ها شروع به چشمک زدن می کنند.

با نحوه پیاده سازی قطعات این مدار بر روی فیبر مدار چاپی، در سطح بعدی آشنا می شوید. شکل زیر نمونه ی ساخته شده ی این مدار را نشان می دهد:

 

Map 

 

در نقشه ی زیر نوعی دزدگیر را نشان داده ایم:

Schematic

این مدار از چهار مقاومت، دو خازن، دو ترانزیستور و یک بلندگو تشکیل شده است.

مقدار خازن C1 که خازن عدسی است 102 می باشد که بر روی بدنه ی آن نوشته شده است (برای تشخیص مقدار خازن سرامیکی به سطح 2 مراجعه کنید) و خازن C2 نیز خازن عدسی می باشد که مقدارش 473 می باشد. برای تشخیص مقدار مقاومت های  R1تا R4 به سطح 2 مراجعه کنید.

بلندگوی به کار رفته در این مدار ترجیحاً باید مید رنج باشد چون بلندگوی ووفر نمی تواند صدای تولید شده ی این مدار را پخش کند و یا با صدای کمی پخش می کند.

تا زمانی که سیم AB از مدار جدا نشده است، مدار در حالت سکون به سر می برد که در این حالت مدار جریان کمی مصرف می کند و وقتی که سیم AB به هر دلیلی پاره شود، مصرف جریان مدار زیادتر شده و بلندگو به صدا در می آید. با تعویض مقاومت های R1,R4,R3 صدای پخش شده از بلندگو تغییر می کند به طوری که می توان مدار را با بلندگوی ووفر نیز به کار انداخت خودتان این مقاومت ها را عوض کنید و نتیجه را ببینید.

این مدار از دو ترانزیستور تشکیل شده است که چیدمان پایه های ترانزیستور B324 به صورت زیر می باشد:

TransistorTransistor

و چیدمان پایه های ترانزیستور BC237 به صورت زیر است:

Transistor

شکل زیر نمونه ی ساخته شده ی این مدار را نشان می دهد:

 

Made

در نقشه ی زیر نوعی چشمک زن سه لامپی را نشان داده ایم:

چشمک زن سه چراغی

این مدار از سه لامپ، یک کلید قطع و وصل، سه مقاومت، شش خازن و دو ترانزیستور تشکیل شده است.

خازن های به کار رفته در این مدار از نوع الکترولیتی می باشند و مقدارشان 470µF می باشد.

مقاومت های به کار رفته نیز مقدارشان 2.2KΩ می باشد (روی بدنه ی آنها هر سه حلقه ی رنگی قرمز هستند)

ترانزیستورها نیز همان ترانزیستور به کار رفته در نقشه ی قبل می باشد که چیدمان پایه های آن را مشخص کرده بودیم.

لامپ ها نیز به صورت مشخص شده در مدار قرار می گیرند.

این مدار با باتری 3V کار می کند و سر مثبت این باطری به کلید S1 و پایه های امیتر ترانزیستورها وصل است و سر منفی باتری به یکی از پایه های لامپ ها وصل است (نقشه را ببینید).

نکته ی آخر این است که اگر از لامپ 3V پر مصرف استفاده کنید، ترانزیستورها داغ می شوند و لامپ ها دیگر روشن نمی شوند پس بهترین لامپ هایی که می توانید در این مدار استفاده کنید در تصویر زیر نشان داده شده اند که در کنار یک LED قرار دارند:

لامپ

این مدار را می توانید برای تزئیین و  دکوراسیون به کار ببرید. در شکل زیر نمونه ی ساخته شده ی آن را مشاهده می کنید:

نمونه ی ساخته شده

با کامل شدن سطح 2 نقشه های بیشتری را به این قسمت اضافه می کنیم. در مورد نقشه کشی فیبر مدار چاپی نیز باید بگوییم مطالب آن در دست تایپ است و تا چند روز آینده بر روی وبلاگ قرار خواهد گرفت لطفاً به سطح 4 مراجعه کنید.

 



نوشته شده در تاريخ شنبه 8 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()
 

 فرض کنید یک سر طنابی را به یک درخت گره زده‌ایم و سر دیگر را 20 متر دورتر در دست گرفته اید. درصورتی که شما دستتان(که طناب را با آن گرفته اید) به سمت بالا و پایین حرکت دهید، طناب در هوا با حرکات موج مانند بالا و پایین می‌رود و دامنه حرکات آن به یک میزان (بالا و پایین)تغییر می‌کند، خواه سرعت حرکت دست شما کم یا زیاد باشد.

این حرکات نوسانی را به اصطلاح، حالتی از مدوله‌سازی فركانسی یا FM1 می‌نامند. در امواج رادیویی نیز این نوسانات تشکیل "امواج حامل2" راخواهند داد.

در مقابلFM  ، روش دیگری وجود دارد که طی آن امواج حامل بر اساس تغییرات مقادیر دامنه امواج شکل می‌گیرند که به این حالت، "مدولاسیون دامنه" یا AM گفته می‌شود.

 این در حالیست که مقادیر اختلاف تغییرات در دامنه یکسان نبوده و دائما با یکدیگراختلاف داشته باشند.

بنابراین در شیوه AM در یک بازه زمانی، دامنه امواج حامل دچار تغییرات می‌گردد. در حالی که فرکانس، ثابت و پایدار می‌ماند. ولی در شیوه FM در یک بازه زمانی دامنه امواج حامل ثابت بوده ولی فرکانس آن متغییراست.(البته در حد بسیار کم).

در روش AM  نرخ یا میزان  تغییرات  دامنه امواج بستگی  به نوسانات و زیر و بم صدای ارسالی خواهد داشت.

در FM نیز میزان تغییرات فركانس امواج حامل وابسته به نوسانات و زیر و بم صدا خواهد بود.

  در روش مدولاسیون FM   صداهای آهسته و حد پایین محو نشده و از بین نمی رود، چرا که سیگنالهای FM هر تن صدا را بر روی فركانس جداگانه ارسال می‌كند، به طوری که در هر لحظه دو فرکانس مختلف را با یکدیگر ترکیب و همزمان ارسال می‌نماید که اصطلاحا به آن استریو می‌گویند و از این جهت کیفیت بسیار بالاتری نسبت به روش AM  خواهد داشت. ازسوی دیگرارسال امواج AM نسبت به FM ازسهولت بیشتری برخورداراست چراکه این امواج  پیچیدگی‌های کمتری نسبت به FM  دارند.

در مقابل، کیفیت خوب سیگنالها‌ی FM كه ناشی از دو فركانسی بودن و پیچیدگی‌های‌ فرایند پخش آن است، دارای معایبی نیز است از جمله آن که این امواج در فواصل دور قابل دریافت نیستند و زودتر دچار افت خواهند شد. اما در عوض سیگنالهای ساده AM به‌راحتی تا فواصل بسیار دور نفوذ کرده و قابل در یافت از سوی گیرنده هستند.

پس به شکل خلاصه دریافتیم كه امواج FM دارای كیفیت بالاتر ولی برد كوتاه‌تر هستند و امواجAM  دارای کیفیتی متوسط، اما برد بالاتری نسب به FM هستند.



نوشته شده در تاريخ جمعه 7 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

قطعه ای است که مانع از عبور جریان می شود. در واقع مقاومت مانند یک سد آب عمل کرده و جلوی عبور جریان را تا حد مشخص می گیرد (که این حد مشخص مقدار مقامت است). این قطعه معمولاْ برای کنترل جریان استفاده می شود.

 

انواع مقاومت : مقاومت ها انواع مختلفی دارند . معمول ترین و متداول ترین نوع مقاومت ها، مقاومت کربنی می باشد که قیمت بسیار پایینی (حدود 20 تومان) دارند و مقادیر آنها از چند صدم اهم تا 10 میلیون اهم است. مقاومت های لایه کربنی، لایه فلزی، اکسید فلزی و سیمی از انواع دیگر مقاومت هستند. در شکل زیر تعدادی مقاومت کربنی مشاهده می کنید:



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

هدف ما رضایت و خرسندی شماست وامیدواریم بهره ی کافی را ببرید

[شمس آبادی]



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

دیود چگونه کار می کند ؟

Diode Characteristics
منحنی رفتار یک دیود در هنگام اعمال ولتاژ مثبت

 اگر به یک پیوند PN ولتاژ با پلاریته موافق متصل کنیم جریان از این پیوند عبور کرده و اگر ولتاژ را معکوس کنیم در مقابل عبور جریان از خود مقاومت نشان می دهد. باید اشاره کنیم که قصد نداریم تا به تفضیل وارد بحث فیزیک الکترونیک شویم و فقط سعی خواهیم کرد با بیان نتایج حاصل از این شاخه علمی ابتدا عملکرد دیود و سپس ترانزیستور را بررسی کنیم.

 

همانطور که می دانید دیود ها جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می دهند و در جهت دیگر در مقابل عبور جریان از خود مقاومت بالایی نشان می دهند. این خاصیت آنها باعث شده بود تا در سالهای اولیه ساخت این وسیله الکترونیکی، به آن دریچه یا Valve هم اطلاق شود.

از لحاظ الکتریکی یک دیود هنگامی عبور جریان را از خود ممکن می سازد که شما با برقرار کردن ولتاژ در جهت درست (+ به آند و - به کاتد) آنرا آماده کار کنید. مقدار ولتاژی که باعث میشود تا دیود شروع به هدایت جریان الکتریکی نماید ولتاژ آستانه یا (forward voltage drop) نامیده می شود که چیزی حدود 0.6 تا 0.7 ولت می باشد. به شکل اول توجه کنید که چگونه برای ولتاژهای مثبت - منظور جهت درست می باشد - تا قبل از 0.7 ولت دیود از خود مقاومت نشان می دهد و سپس به یکباره مقاومت خود را از دست می دهد و جریان را از خود عبور می دهد.

 

Diode
نماد فنی و دو نمونه از انواع دیوید

اما هنگامی که شما ولتاژ معکوس به دیود متصل می کنید (+ به کاتد و - به آند) جریانی از دیود عبور نمی کند، مگر جریان بسیار کمی که به جریان نشتی یا Leakage معرف است که در حدود چند µA یا حتی کمتر می باشد. این مقدار جریان معمولآ در اغلب مدار های الکترونیکی قابل صرفنظر کردن بوده و تاثیر در رفتار سایر المانهای مدار نمیگذارد. اما نکته مهم آنکه تمام دیود ها یک آستانه برای حداکثر ولتاژ معکوس دارند که اگر ولتاژمعکوس بیش از آن شود دیوید می سوزد و جریان را در جهت معکوس هم عبور می دهد. به این ولتاژ آستانه شکست یا Breakdown گفته می شود.

 

در دسته بندی اصلی، دیودها را به سه قسمت اصلی تقسیم می کنند، دیودهای سیگنال (Signal) که برای آشکار سازی در رادیو بکار می روند و جریانی در حد میلی آمپر از خود عبور می دهند، دیودهای یکسوکننده (Rectifiers) که برای یکسوسازی جریانهای متناوب بکاربرده می شوند و توانایی عبور جریانهای زیاد را دارند و بالآخره دیود های زنر (Zener) که برای تثبیت ولتاژ از آنها استفاده می شود.


منبع : senmerv.com

 




نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

200W audio amplifier

--== Download Power Supply Schematics for this amplifier ==--


 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

به نام خدا

با عرض سلام خدمت کلیه دوستان

امروز می خواستم یک مقدار کمی درباره علم الکترونیک براتون بنویسم ، خوب نمیدونم از کجا شروع کنم چون الکترونیک خیلی خیلی علم گسترده ای مطلبی که امروز می خوام عنوان کنم مطالب بسیار ساده و مقدماتی هستش که هر شخص که می خواد الکترونیک رو دنبال کنه لازمش این هستش که حتما ایم مطالب رو بلد باشه .

ما دو نوع ولتاژ داریم : 1-ولتاژ مستقیم (  DC)  2- ولتاژ متناوب (  AC) که ما در مداراتمون بیشتر از ولتاژ هایdc  استفاده می کنیم مثلا : ولتاژ باطری یک نوع ولتاژ  dc هستش . مدارات الکترونیکی با ولتاژ های کم مثلا : 1.5 ، 3 ، 9 ، 12 و....کار می کنند .

در مدارات الکترونیکی از یک سری المان ها ( قطعات الکترونیکی ) استفاده میشه مثلا : 1- مقاومت 2- دیود 3- خازن 4- آی سی (  IC) 5- سلف ( بوبین )  6 – ترانزیستور  7- لامپ ( LED )  8- چیپ ها و قطعات SMD

حالا درباره المان هایی که در بالا گفتم کمی توضیح میدم : مقاومت المانیه که باعث افت ولتاژ یا کاهش و محدود کردن ولتاژ به کار میره که به دو نوع : 1- ثابت 2- متغیر  تقسیم میشه مقاومت ثابت مقاومتیه که مقدار اون ثابت است و یه هیچ وجه نمیشه مقدار اون رو تغییر داد ولی مقاومت های متغیر مقدارشان تغییر میکنه و می توان اون رو عوض کرد که مقاومت متغیر هم به دو نوع تقسیم میشه : 1 -پتانسیومتر ( برای کنترل ولتاز که به صورت موازی در مدار بسته می شود ) 2- رئوستا ( برای کنترل جریان که بطور سری در مدار بسته می شود ) واحد مقاومت اهم بوده است .

و دیگر المان دیود هستش که برای یکسو کردن ولتاژ و یا جریان مورد استفاده قرار میگیره و کارایی های دیگری هم داره که بعدا بهتون میگم .

دیگر المان خازن هستش که واحد اون فارد هستش و از واحدهای کوچکتر مثل میکروفاراد یا نانو فاراد و یا پیکو فاراد استفاده می شود و در خازن ها می توانند انرژی را در خود ذخیره کنند و بعد در مدار تزریق کنند و دیگر المان ترانزیستور است که بعنوان تقویت کننده در مدار مورد استفاده قرار می گیرد چند نوع ترانزیستور وجود دارد که من به ذکر تعدادی از آنها کفایت میکنم : 1- ترانزیستور های BJT    2- ترانزیستور اثر میدان یا FET و.....

و دیگر المان ها رو هم ان شا الله بعدا توضیح می دهم از دوستانی که این مطالب براشون خیلی پیش پا افتاده و ساده بود معذرت می خوام ، ذکر این مطلب الزامی بود زیرا افرادی هستند که این اطلاعات را ندارند و علاقه به یاد گرفتن الکترونیک دارند که لازمه یاد گرفتن این علم دانستن مطالب بالا است سعی میکنم در دفعات بعد مداراتی رو برای شما دوستان آماده کنم تا شما بتونید ازشون استفاده کنید مداراتی رو که دوست دارید من تو وبلاگم بزارم به من بگید تا براتون پیدا کنم و تو وبلاگم بزارم و سعی کنید حتما نظر بدید چون من زیاد دوست ندارم مثل وبلاگهای دیگه هی بگم آقا نظر بدین ، خانم نظر بدین و خلاصه از این جور حرف ها و خواهش میکنم هر گونه انتقادی که به نظرتون میرسه رو عنوان کنید تا من عیوب کارم رو متوجه بشم و اون ها رو رفع کنم . و دیگر مطلبی رو که می خواستم عرض کنم اینکه دوستانی که مایل به تبادل لینک هستند اعلام کنند تا با هم ارتباط داشته باشیم و صحبت دیگه ام با دوستانی که می خواهن از مطلب این وبلاگ کپی بردارن درسته مطالب مطالب آنچنان ارزشمندی نیست ولی خواهش میکنم سعی کنید منبع مطلب یا آدرس وبلاگ این حقیر رو ذکر کنید .

 



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()
 
Small 3-wheel ROBOT with PIC16F84 brain & InfraRed eyes. 

General description

Cerberes is a small three wheel robot that avoids obstacles which it senses with its active infrared sensors.

Each rear wheel has its own motor, the single front wheel is not powered. The robot steers "like a tank" by rotating the rear wheels in opposite direction.

The sensors are built with infrared LEDs which are running at 36kHz and two 36 kHz remote control receiver modules.
When the 36 kHz infrared light from the LEDs is reflected by an object, one of the receiver modules will be triggered, and the PIC16F84 µController will steer the ROBOT away from the objects by reversing one of the motors.
 

 

 

Mechanics

Two electric toy ducks were sacrificed for this project.
The motors, axes and axe-holders from the toy ducks are glued on a piece of circuit board which acts as a base plate.
The rotation speed of the motors is reduced by the "worm-wheel" of the motor axes which drive the cogs of the wheel axes.

The circuit is built on another piece of circuit board which is identical to the base plate.
The circuit is placed on top of the base plate.
The 3.6 Volt battery pack (from a cordless phone) is also glued to the base plate.

Circuit description

The circuit behind CERBERES can be divided in 3 parts:

  1. A double motor drive to drive two small electric motors forward / reverse / full stop.
  2. Two infrared emitters and receivers to sense objects.
  3. A "brain" which is a PIC 16F84 µController which will drive the motors in reaction to the sensor readings.
     


CERBERES schematic: (note that +5V is +3.6 Volt )
 printable (pdf) schematic

The Motor Drive circuit

Both motors are driven by an identical full bridge circuit. The circuit of Motor1 will be used to explain the functionality.
Motor1 is driven by a full bridge built with transistors Q1, Q2, Q3 and Q4.
This full bridge is able to drive the DC motor forward backward and full stop by driving the base
connections of  Q1/Q4 and Q2/Q3 as in the table below:

base Q1/Q4 base Q2/Q3 Motor1 action
0 Volt 0 Volt STOP
0 Volt 5 Volt REVERSE
5 Volt 0 Volt FORWARD
5 Volt 5 Volt STOP

The transistors are switched as "emitter followers" which results in a voltage loss of 2 x 0.6 Volts. In this case the
voltage drop was very useful because the the motors from the toy ducks were much too fast at
Cerberes' battery voltage of 3.6Volts.

The base drive of the transistors limits the output current to about 1-2 Amps typical at 3.6Volts:
The maximum current from the PIC µController is 20mA at 5Volt , the typical Hfe of the BD43 /436 is 130;
this results in a  typical maximum current of 20mA x 130 = 2.6 Amps at 5 Volt supply.
When the low operating voltage of 3.6 V is taken into account the max PIC current is even lower: about 1-2 Ampere.

When using other transistors, take into account that a Hfe of 100 or more is required.
The motors from the toy ducks use about 1 Ampere at 2.4 Volts The battery pack has a capacity of about 300mAh
resulting in a typical operating time of about 9 minutes!

The Infrared Sensors

In the schematic above, LM393 comparator U1A is used as a 36 kHz oscillator. The frequency is adjusted to exactly 36 kHz
with (multiturn) potentiometer P1.
U1B is a buffer which picks up he oscillator signal without influencung the frequency setting.
The signal is passed on to Q9 which switches two Infrared Leds (e.g. from a remote control) at 36 kHz.
The LM393 is used because it can operate at very low voltages down to 2 Volt , a standard opamp can not be used here!

U3 & U4 are standard SFH506 36kHz infrared receivers which are normally used yo pick up IR signals from
an IR remote control. Note: the newer SFH-5110-36 can also be used here.

For Cerberes the receivers are used to pick up the 36 kHz IR light from the IR LED's which is reflected by objects
close to the robot (see drawing below). When the sensor picks up a 36kHz IR signal, the output will become low.
The LED's and the receiver point in the same direction. To prevent false detections, the receivers must be
shielded from the LEDS by a small aluminum plate which is glued in between  as in the drawing below:

Infrared sensor setup:


The 100µF capacitor and the 47 ohm resistors are necessary to prevent electric interference from the
36 kHz oscillator to reach the receiver which is extremely sensitive to this frequency.

When the frequncy is tuned right, the sensors are able to detect large objects (like a wall)  at a distance of 50 cm.
Smaller objects must be closer to be detected.

The PIC16F84 brain

The PIC 16F84 that is used is a very basic& cheap FLASH µController from MICROCHIP.
It has 13 digital I/O's of which just 5 are used here. The PIC16F84 has no analog inputs or outputs.
The controller is ideal for experimenting because it can be erased and re-programmed 1000 times!
In the software RB5 and RB6 are programmed to be inputs; thet check if the IR sensors detect any objects.
RB0, RB1, RB2 and RB3 are outputs which drive the motors forward and backward to avoid objects.
The µController uses an RC oscillator as clock (R5 C3).
The software is written in the original MICROCHIP assemby language.
The prgram can be assembled with MPASM which is part of MPLAB.
(MPLAB is free and can be downloaded at www.microchip.com)

Software description

The functionality of the software can be described in a few lines:

1-Start moving forward (both motors forward)
2-If the LEFT sensor is triggered, reverse both motors shortly , then reverse the RIGHT motor shortly:
    (the robot will move backward shortly and then turns right)
3-If the RIGHT sensor is triggered, reverse both motors shortly, then reverse the LEFT motor shortly:
    (the robot will move backward shortly and then turns left)
4-Go back to moving forward.

Does not look very smart, but it is incredibly effective!

The program "V105.asm" is written in the MICROCHIP assembly language, with the comments it will explain itself.

Download the program HERE.

If you want to learn more about the MICROCHIP assembly language:

  • You can find the instruction set in the PIC16F84 specification (see Component specs page)
  • The code (.asm file) can be assembled with MPASM which is part of MPLAB, more information available on my main page.

Download specifications of key components at the  Component specs page

Top of page

MAIN HOME PAGE

1

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 6 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()
img/daneshnameh_up/2/26/Khazen3.jpg

مقدمه

خازن المان الکتریکی است که می‌تواند انرژی الکتریکی را توسط میدان الکترواستاتیکی (بار الکتریکی) در خود ذخیره کند. انواع خازن در مدارهای الکتریکی بکار می‌روند. خازن را با حرف C که ابتدای کلمه capacitor است نمایش می‌دهند. ساختمان داخلی خازن از دو قسمت اصلی تشکیل می‌شود:


الف – صفحات هادی
ب – عایق بین هادیها (دی الکتریک)

ساختمان خازن

هرگاه دو هادی در مقابل هم قرار گرفته و در بین آنها عایقی قرار داده شود، تشکیل خازن می‌دهند. معمولا صفحات هادی خازن از جنس آلومینیوم ، روی و نقره با سطح نسبتا زیاد بوده و در بین آنها عایقی (دی الکتریک) از جنس هوا ، کاغذ ، میکا ، پلاستیک ، سرامیک ، اکسید آلومینیوم و اکسید تانتالیوم استفاده می‌شود. هر چه ضریب دی الکتریک یک ماده عایق بزرگتر باشد آن دی الکتریک دارای خاصیت عایقی بهتر است. به عنوان مثال ، ضریب دی الکتریک هوا 1 و ضریب دی الکتریک اکسید آلومینیوم 7 می‌باشد. بنابراین خاصیت عایقی اکسید آلومینیوم 7 برابر خاصیت عایقی هوا است.

انواع خازن

الف- خازنهای ثابت

ب- خازنهای متغیر

انواع خازن بر اساس شکل ظاهری آنها

  1. مسطح
  2. کروی
  3. استوانه‌ای

انواع خازن بر اساس دی الکتریک آنها

  1. خازن کاغذی
  2. خازن الکترونیکی
  3. خازن سرامیکی
  4. خازن متغییر



img/daneshnameh_up/2/23/SphericaCapacitance4.JPG
خازن کروی

خازن مسطح (خازن تخت)

دو صفحه فلزی موازی که بین آنها عایقی به نام دی الکتریک قرار دارد، مانند (هوا ، شیشه). با اتصال صفحات خازن به یک مولد می‌توان خازن را باردار کرد. اختلاف پتانسیل بین دو سر صفحات خازن برابر اختلاف پتانسیل دو سر مولد خواهد بود.

ظرفیت خازن (C)

نسبت مقدار باری که روی صفحات انباشته می‌شود بر اختلاف پتانسیل دو سر باتری را ظرفیت خازن گویند؛ که مقداری ثابت است.


C = kε0 A/d

C = ظرفیت خازن بر حسب فاراد

Q = بار ذخیره شده برحسب کولن

V = اختلاف پتانسیل دو سر مولد برحسب ولت



ε0 = قابلیت گذر دهی خلا است که برابر است با: 8.85 × 12-10 _ C2/N.m2


k (بدون یکا) = ثابت دی الکتریک است که برای هر ماده‌ای فرق دارد. تقریبا برای هوا و خلأ 1=K است و برای محیطهای دیگر مانند شیشه و روغن 1

A = سطح خازن بر حسب m2


d =فاصله بین دو صفه خازن بر حسب m



img/daneshnameh_up/a/a6/Capacitance1.JPG

چند نکته

  • آزمایش نشان می‌دهد که ظرفیت یک خازن به اندازه بار (q) و به اختلاف پتانسیل دو سر خازن (V) بستگی ندارد بلکه به نسبت q/v بستگی دارد.

  • بار الکتریکی ذخیره شده در خازن با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم دارد. یعنی: q a v

  • ظرفیت خازن با فاصله بین دو صفحه نسبت عکس دارد. یعنی: C a 1/d

  • ظرفیت خازن با مساحت هر یک از صفحات و جنس دی الکتریک (K )نسبت مستقیم دارد. یعنی: C a A و C a K

شارژ یا پر کردن یک خازن

وقتی که یک خازن بی بار را به دو سر یک باتری وصل کنیم؛ الکترونها در مدار جاری می‌شوند. بدین ترتیب یکی از صفحات بار (+) و صفحه دیگر بار (-) پیدا می‌کند. آن صفحه‌ای که به قطب مثبت باتری وصل شده ؛ بار مثبت و صفحه دیگر بار منفی پیدا می‌کند. خازن پس از ذخیره کردن مقدار معینی از بار الکتریکی پر می‌شود. یعنی با توجه به اینکه کلید همچنان بسته است؛ ولی جریانی از مدار عبور نمی‌کند و در واقع جریان به صفر می‌رسد. یعنی به محض اینکه یک خازن خالی بدون بار را در یک مدار به مولد متصل کردیم؛ پس از مدتی کوتاه عقربه گالوانومتر دوباره روی صفر بر می‌گردد. یعنی دیگر جریانی از مدار عبور نمی‌کند. در این حالت می‌گوییم خازن پرشده است.

دشارژ یا تخلیه یک خازن

ابتدا خازنی را که پر است در نظر می‌گیریم. دو سر خازن را توسط یک سیم به همدیگر وصل می‌کنیم. در این حالت برای مدت کوتاهی جریانی در مدار برقرار می‌شود و این جریان تا زمانی که بار روی صفحات خازن وجود دارد برقرار است. پس از مدت زمانی جریان صفر خواهد شد. یعنی دیگر باری بر روی صفحات خازن وجود ندارد و خازن تخلیه شده است. اگر خازن کاملا پر شود دیگر جریانی برقرار نمی‌شود و اگر خازن کاملا تخلیه شود باز هم جریانی برقرار نمی‌شود.



تصویر

تأثیر ماده دی‌الکتریک در فضای بین دو صفحه موازی یک خازن

وقتی که خازنی را به مولدی وصل می‌کنیم؛ یک میدان یکنواخت در داخل خازن بوجود می‌آید. این میدان الکتریکی بر توزیع بارهای الکتریکی اتمی عایقی که در درون صفحات قرار دارد اثر می‌گذارد و باعث می‌شود که دو قطبیهای موجود در عایق طوری شکل گیری کنند؛ که در یک سمت عایق بارهای مثبت و در سمت دیگر آن بارهای منفی تجمّع کنند. توزیع بارهایی که در لبه‌های عایق قرار دارند؛ بر بارهای روی صفحات خازن اثر می‌گذارد. یعنی بارهای منفی روی لبه‌های عایق؛ بارهای مثبت بیشتری را روی صفحات خازن جمع می‌کند؛ و همینطور بارهای مثبت روی لبه‌های عایق بارهای منفی بیشتری را روی صفحات خازن جمع می‌کند. بنابراین با افزایش ثابت دی الکتریک (K) می‌توان بارهای بیشتری را روی خازن جمع کرد و باعث افزایش ظرفیت یک خازن شد. با گذاشتن دی الکتریک در بین صفحات یک خازن ظرفیت آن افزایش می‌یابد.

میدان الکتریکی درون خازن تخت

در فضای بین صفحات خازن بار دار میدان الکتریکی یکنواختی برقرار می‌شود که جهت آن همواره از صفحه مثبت خازن به سمت صفحه منفی خازن است. اندازه میدان همواره یک عدد ثابت می‌باشد.


E=V/d



E: میدان الکتریکی

V: اختلاف پتانسیل دو سر خازن

d: فاصله بین دو صفحه خازن



میدان الکتریکی با اختلاف پتانسیل دو سر خازن نسبت مستقیم و با فاصله بین صفحات خازن نسبت عکس دارد.

به هم بستن خازنها

خازنها در مدار به دو صورت بسته می‌شوند:
  1. موازی
  2. متوالی (سری)

بستن خازنها به روش موازی

در بستن به روش موازی بین خازنها دو نقطه اشتراک وجود دارد. در این نوع روش:


  • اختلاف پتانسیل برای همة خازنها یکی است.
  • بار ذخیره شده در کل مدار برابر است با مجموع بارهای ذخیره شده در هریک از خازنها.

ظرفیت معادل در حالت موازی

مولد V = V1 = V2 = V3

بار کل Q = Q1 + Q2 + Q3

CV = C1V1 + C2V2 + C3V3

ظرفیت کل : C = C1 + C2 + C3



اندیسها مربوط به خازنهای 1 ؛ 2 و 3 می‌باشد. هرگاه چند خازن باهم موازی باشند، ظرفیت خازن معادل برابر است با مجموع ظرفیت خازنها.


تصویر

بستن خازنها بصورت متوالی

در بستن به روش متوالی بین خازنها یک نقطه اشتراک وجود دارد و تنها دو صفحه دو طرف مجموعه به مولد بسته شده ؛ از مولد بار دریافت می‌کند. صفحات مقابل نیز از طریق القاء بار الکتریکی دریافت می‌کنند. بنابراین اندازه بار الکتریکی روی همه خازنها در این حالت باهم برابر است. در بستن خازنها به طریق متوالی:


  • بارهای روی صفحات هر خازن یکی است.
  • اختلاف پتانسیل دو سر مدار برابر است با مجموع اختلاف پتانسیل دو سر هر یک از خازنها.
ظرفیت معادل در حالت متوالی:


بار کل Q = Q1 + Q2 + Q3

اختلاف پتانسیل کل V = V1 = V2 = V3

q/C = q1/C1 + q2/C2 + q3/C3

C-1 = 1/C1 + 1/C2 + 1/C3



ظرفیت کل در حالت متوالی ، وارون ظرفیت معادل ، برابر است با مجموع وارون هریک از خازنها.



تصویر

انرژی ذخیره شده در خازن

پر شدن یک خازن باعث بوجود آمدن بار ذخیره در روی آن می‌شود و این هم باعث می‌شود که انرژی روی صفحات ذخیره گردد. کل کاری که در فرآیند پر شدن خازن انجام می‌شود از طریق محاسبه بدست می‌آید.

کاربرد خازن

با توجه به اینکه بار الکتریکی در خازن ذخیره می‌شود؛ برای ایجاد میدانهای الکتریکی یکنواخت می‌توان از خازن استفاده کرد. خازنها می‌توانند میدانهای الکتریکی را در حجمهای کوچک نگه دارند؛ به علاوه می‌توان از آنها برای ذخیره کردن انرژی استفاده کرد. خازن در اشکال مختلف ساخته می‌شود.

مباحث مرتبط با عنوان



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 فروردین 1388 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

برای ساخت ربات بولینگر ابتدا شما به یک سازه مکانیکی به همراه موتور و گریبکس نیاز دارید. پس از آن باید بخش الکترونیکی را به گونه ای بسازید که روبات  بتواند در محیط به دنبال منبع نور بگردد و هوشمندانه به سمت آن حرکت کند. اصولاً روباتهای هوشمند نیاز به حسگرهایی دارند که اطلاعات مورد نظر را از محیط دریافت کرده و در قالب جریان الکتریکی وارد مدا کند. همانگونه که مشخص است ربات نوریاب باید اطلاعات مربوط به شدت نور اطراف خود را دریافت نماید که این کار توسط یک فتوسل انجام می شود.

فتوسل یا حسگر نور در واقع یک مقاومت متغیر است که مقدار آن با توجه به نور محیط تغییر می یابد. در صورتی که نور محیط را افزایش دهید مقاومت فتوسل کاهش یافته و جریان بیشتری از آن عبور می کند. همین تغییر جریان است که با توجه به الگوریتم تصمیم گیری ربات شما را هدایت می کند. در مقاله سعی شده است که ساده ترین مدار ممکن که در عین حال به خوبی هم کار می کند تشریح شود. به همین دلیل ممکن در برخی از موارد اصول حرفه ای طراحی مدار رعایت نشده باشد. دوباره متذکر می شویم که این مدار در عین سادگی بسیار کارآمد است و توسط تعداد زیادی از تیم های رباتیک در مسابقات دانش آموزی استان اصفهان ساخته و آزمایش شده است.

Sensor

الگوریتم کاری این ربات نوریاب به این صورت است که ربات در ابتدای کار شروع به گردش در جای خود می نماید . (برای این کار کافی است که یکی از موتورهای آن روشن و دیگری خاموش باشد) این گردش آنقدر ادامه می یابد تا جلوی ربات به سمت منبع نور قرار گیرد. دی این لحظه ربات به حرکت گردشی خود پایان داده و به سمت منبع نور حرکت می کند. (این کار با روشن کردن هر دو موتور ربات اتفاق می افتد) در صورتی که در بین راه به هر دلیل راستای حرکت ربات و منبع نور تغییر نمود ، روبات مجدداً حرکت گردش خود را آغاز می نماید تا دوباره به سمت منبع نور قرار گیرد.

اگر در کار روبات کمی دقت کنید متوجه می شوید که یکی از موتورها همواره روشن و کنترل ربات از طریق خاموش و روشن کردن موتور دیگر انجام می شود. پس موتوری که همیشه روشن است به صورت مستقیم به منبع تغذیه متصل می نماییم.

مدار تغذیه موتور دوم نیز دارای یک فتوسل است ، هنگامی که فتوسل به سمت منبع نور قرار گیرد مدار تحریک شده و موتور روشن می شود. در این مدار از دو ترانزیستور استفاده شده است که وظیفه تقویت جریان عبوری از فتوسل را به عهده دارند. به دلیل اینکه جریان موتور از ترانزیستور دوم عبور می کند لازم است ترانزیستور  T2   از نوعی انتخاب شود که قابلیت جریان دهی خوبی داشته باشد. ترانزیستور پیشنهادی از نوع منفی و به شماره Tip41  است که در صورت نیاز می توانید آن را با انوع مشابه تعویض نمایید. در طبقه اول تقویت نیز از یک ترانزیستور منفی به شماره  BD139 استفاده شده . پس از ساخت و تست ربات ممکن است که ترانزیستور Tip41  کمی گرم شود که با نصب حرارت گیر مناسب بر روی آن می توانید این مشکل را حل کنید. دیود موجود در مدار به صورت معکوس دو سر موتور قرار گرفته است تا از آسیب دیدن ترانزیستور در برابر جریان برگشتی از موتور حفاظت نماید. همانگونه که در سایر بخشهای این مقاله توضیح داده شده است ، یکی از موتورها به صورت مستقیم به منبع تغذیه متصل بوده و همیشه روشن است. و موتور دوم با استفاده از مدار فوق راه اندازی می شود. به گونه ای که در هنگام نور خوردن فتوسل و راه اندازی موتور ربات به سمت جلو حرکت خواهد نمود. در صورتی که پس از نصب جهت گردش موتور عکس جهت مورد نظر بود جای سیم های اتصالی به ترمینالهای موتور را با یکدیگر تعویض نمایید. در صورتی که در قسمتهای مختلف ربات ولتاژهای متفاوتی نیاز دارید می توانید از رگولاتور ولتاژ برای کاهش سطح ولتاژ به مقدار مورد نظر خود استفاده کنید. به زودی دیاگرام کامل مدارت داخلی نمونه ساخته شده با کلیه سیم کشی های مربوطه بر روی سایت قرار خواهد گرفت.

تنظیم : پتانسیومتر موجود در مدار را به گونه تنظیم نمایید که موتور در مرز خاموشی قرار گیرد. حال اگر نور تابیده شده بر روی فتوسل کمی زیاد شود خواهید دید که موتور به گردش در می آید. با تمرین و تکرار می توانید ربات خود را در بهترین حساسیت قرار دهید.

الگوریتم و بخش مکانیکی مربوط به ربات بولینگر - نوریاب



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 29 اسفند 1387 توسط hasan shams abadi | نظرات ()

آشنایی با تقویت كننده های عملیاتی (Opamp)

op-amp
شکل (ب)  تقویت کننده عملیاتی در مدار

 شكل تقویت كننده های عملیاتی و قراردادها

تقویت كننده های عملیاتی به دو صورت یكی با ولتاژ تغذیه و دیگری بدون ولتاژ تغذیه مطابق شكل زیر نشان داده  می شوند. در شكل (ب) اتصالات منابع تغذیه كه بالایی ولتاژ تغذیه مثبت (+VBB) و پایینی ولتاژ تغذیه منفی(-VBB) است نشان داده شده و در شكل (الف) اتصالات منابع تغذیه حذف شده است. كه هر دو سمبل، نشان دهنده شكل تقویت كننده عملیاتی می باشد. كه در اینجا تمام مدارات مطابق شكل (الف) رسم شده است. در این سمبل ها یكی از ورودیها با علامت (+) و دیگری با علامت (-) مشخص شده است، كه ورودی با علامت (+) را ورودی مثبت و ورودی با علامت (-) را ورودی منفی تقویت كننده عملیاتی گویند.

 

 

 

 

ولتاژ تفاضلی تقویت كننده های عملیاتی 

ولتاژ تفاضلی تقویت كننده های عملیاتی بصورت زیر تعریف می شود.

Vd= V+ - V-

یعنی اختلاف ولتاژ بین ورودی مثبت و ورودی منفی  تقویت كننده عملیاتی را ولتاژ تفاضلی گویند. تقویت كننده های عملیاتی اكثراً با گین تفاضلی (حلقه باز) مشخص می شوند، كه معمولاً گین این تقویت كننده ها با ورودیهای DC و در فركانس های خیلی كم، برابر 100000 یا بیشتر می باشد و مقدار این گین را با Ad نشان می دهند.

 ولتاژ خروجی تقویت كننده های عملیاتی در حالت ایده آل بصورت زیر می باشد.

Vo= Ad (V+ - V-) = Ad . Vd

آپ امپ
شکل (الف) نماد تقویت کننده عملیاتی
 

بنابراین پاسخ خروجی تقویت كننده عملیاتی به اختلاف ولتاژ بین ورودیها بستگی دارد چرا كه اساس تقویت كننده های عملیاتی، تقویت كننده های تفاضلی می باشند. در هنگام استفاده از تقویت كننده های عملیاتی، بایستی به پایه های ورودی مثبت و منفی آن دقت كافی داشت تا اشتباه وصل نشوند. ولتاژ اعمالی به پایه های ورودی مثبت و منفی تقویت كننده عملیاتی می تواند ولتاژی با دامنه مثبت یا منفی باشد. اگر ولتاژ به ورودی مثبت اعمال شود تقویت كننده عملیاتی در حالت ورودی مستقیم بوده و اگر ولتاژ به ورودی منفی اعمال شود، تقویت كننده عملیاتی در حالت ورودی معكوس خواهد بود.

اشباع

ولتاژ اشباع مثبت: ماكزیمم ولتاژ مثبتی كه خروجی تقویت كننده عملیاتی می تواند داشته باشد، كه در حالت ایده آل برابر ولتاژ تغذیه مثبت (+VBB) است، به ولتاژ اشباع مثبت تقویت كننده عملیاتی معروف است، كه با +Vsat نشان می دهیم.
ولتاژ اشباع منفی:
ماكزیمم ولتاژ منفی از نظر قدر مطلق كه خروجی تقویت كننده عملیاتی می تواند داشته باشد، كه در حالت ایده آل برابر ولتاژ تغذیه منفی(-VBB) است به ولتاژ اشباع منفی تقویت كننده عملیاتی معروف است كه با –Vast نشان می دهیم.

چون در عمل تقویت كننده های عملیاتی ایده آل نیستند لذا ولتاژ اشباع مثبت همیشه كمتر از ولتاژ تغذیه مثبت بوده و ولتاژ اشباع منفی از نظر قدر مطلق كمتر از ولتاژ تغذیه منفی می باشد.

|-Vsat|<|-VBB|                 +Vsat< +VBB

كه بطور نمونه مقادیر ولتاژهای اشباع مثبت و منفی با ولتاژ تغذیه ±15 ولت، برابر ±13 ولت می باشد. كه این مقدار در تقویت كننده های عملیاتی متفاوت می باشد.
بنابراین در عمل بعلت كمتر بودن ولتاژ اشباع از ولتاژ تغذیه، ناحیه عملكرد فعال تقویت كننده های عملیاتی بین ولتاژهای –Vsat و+Vsat محدود می شود.

مثال:
مقدار گین تفاضلی، یك تقویت كننده عملیاتی برابر Ad= 120000 می باشد. اگر ولتاژ اشباع برابر 13.5 ولت باشد، مشخص كنید با چه اختلاف ولتاژی در ورودی، تقویت كننده عملیاتی به اشباع می رود.

حل:
مقدار ولتاژ خروجی برابر است با

Vo= Ad . Vd

پس اختلاف ولتاژ در ورودی برای به اشباع بردن تقویت كننده عملیاتی برابر است با



(تعداد کل صفحات:2)      1   2  
درباره وبلاگ
جستجو
آخرين مطالب
آرشيو
نويسندگان
پيوند ها
آمار سايت
بازديدهاي امروز : نفر
بازديدهاي ديروز : نفر
كل بازديدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :